cord
به همرسانی
/ ˈkȯrd /
noun
بند، ریسمان، رشته، نخِ پَرک، نخِ قند؛
طناب (کالبدشناسی)؛
تار (حنجره)؛
سیم رابط (برق)؛
کورد (واحدِ اندازهگیریِ چوب، برابر با ۱۲۸ فوتِ مکعب)؛
کبریتی، راهراه (پارچه، موکت و غیره)(صفتگونه)
cord
/ ˈkȯrd /
verb (T)
بند پیچیدن دورِ، با ریسمان بستن
cord-¹
prefix
بروید به: -chord .
(پیشوندیس)
cord-²
prefix
بند، رشته، وتر، تار، طناب،
ریسمان
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه