contrive
به همرسانی
/ kən-ˈtrīv /
verb (T)
درست کردن، اختراع کردن، جور کردن، دستوپا کردن، سرهم کردن (اسباب، وسایل)؛
ریختن و پرداختنِ طرح و نقشه؛
ترتیبی دادن که، کاری کردن که، اسبابِ ... را فراهم کردن، زمینهسازی کردن برای، راهِ ... را پیدا کردن؛
(رسمی)
contrive
/ kən-ˈtrīv /
verb (I)
امرارِ معاش کردن، گذران کردن، گذرانِ معیشت کردن (ادبی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه