contract
به همرسانی
/ ˈkän-ˌtrakt /
noun
قرارداد، پیمان، میثاق؛
کنترات، مقاطعه؛
پیماننامه، تعهدنامه؛
عقدِ ازدواج؛
عقدنامه، قباله
contract
/ ˈkän-ˌtrakt // kən-ˈtrakt /
verb (T)
قراردادِ ... بستن، پیمانِ ... بستن (دوستی، صلح و غیره)؛
مقاطعه کردن و کنترات کردنِ کار؛
گرفتن، مبتلا شدن (بیماری)؛
بالا آوردنِ قرض؛
کسب کردن (عادت)؛
آلوده شدن و گرفتار شدن به بدی و عیب
contract
/ ˈkän-ˌtrakt // kən-ˈtrakt /
verb (I)
قرارداد بستن، متعهد شدن، تعهد دادن
contract
/ ˈkän-ˌtrakt // kən-ˈtrakt /
verb (T)
منقبض کردن و جمع کردنِ ماهیچه، فلز و غیره؛
درهم کشیدن، درهم بردن، چین انداختن (صورت، پیشانی و غیره)؛
ادغام کردن، کوتاه کردن، مخفف کردن، شکستن (کلمه، جمله)
contract
/ ˈkän-ˌtrakt // kən-ˈtrakt /
verb (I)
منقبض شدن و جمع شدنِ ماهیچه، فلز و غیره؛
درهم رفتن و چین افتادنِ صورت و غیره؛
تنگ شدنِ درّه؛
ادغام شدن، کوتاه شدن، شکستن (زبانشناسی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه