برانداز کردن، نگریستن، در بحرِ ... فرورفتن، خیره شدن به، چشم دوختن به، تماشا کردن، سِیر کردن؛
در صددِ ... بودن، در فکرِ ... بودن، قصد داشتن که، فکر کردن که، برآن بودن که (کار، سفر و غیره)؛
در پیش داشتن، انتظار داشتن (کار، سفر و غیره)؛
اندیشیدن دربارهٔ