consistently
به همرسانی
/ kən-ˈsi-stənt-lē /
adverb
مرتب، منظم، پیوسته، دایم، یکریز، پیاپی؛
بدونِ تناقض، منسجم، یکدست؛
سازگار، موافق، دمساز، هماهنگ
دیدگاهها
ثبت دیدگاه