بهمدتِ لازم فکر کردن برای نتیجهگیری یا تصمیمگیری، توجه کردن به موضوعی خاص هنگامِ انجامِ کاری دیگر، توجه کردن به احساساتِ دیگران؛
موردِ توجه قرار دادن، توجه کردن به، پرداختن به، عنایت کردن به؛
ملاحظه کردن، رسیدگی کردن، موردِ رسیدگی قرار دادن، وارسی کردن؛
سنجیدن، سبک و سنگین کردن، حساب کردن؛
فکر کردن به، دقت کردن به؛
(مسئله، موضوع و غیره)؛
به حساب آوردن، به شمار آوردن، در نظر گرفتن، منظور داشتن (واقعیت، احساساتِ دیگران و غیره)؛
فرض کردن، پنداشتن، انگاشتن، تصور کردن، دانستن، تلقی کردن، قلمداد کردن، محسوب کردن، شمردن