سردرگم کردن، گیج کردن، سراسیمه کردن (رقیب، دشمن)؛
برهم زدن، درهم ریختن، زیرورو کردن، درهم برهم کردن (نقشه و غیره)؛
متحیر کردن، شگفتزده کردن، حیرتزده کردن؛
خجل کردن، شرمسار کردن، خجلتزده کردن، دستپاچه کردن؛
پریشان کردن، آشفته کردن، ناراحت کردن (شخص)؛
مختل کردن، مغشوش کردن، آشفتن، مشوش کردن (ذهن، افکار، حافظه)؛
با هم اشتباه کردن، درهم آمیختن، قاتی کردن، خلط کردن (مسائل و غیره)