تأیید کردن، تصدیق کردن (خبر، گزارش، بدگمانی و غیره)؛
تحکیم کردن، تثبیت کردن، تقویت کردن (نفوذ، قدرت)؛
تأکید کردن و پای فشردن بر تصمیمات؛
موردِ تأیید قرار دادن و قطعی کردنِ وعده و غیره؛
به عضویتِ کلیسا پذیرفتن، تأیید کردن (مذهب)؛
ابرام کردن و مسجّل کردنِ حکم (حقوق)؛
تصویب کردن و تنفیذ کردنِ قرارداد، انتخاب و غیره