common
به همرسانی
/ ˈkä-mən /
adjective
مشترک، اشتراکی (زبان، منافع و غیره)؛
عمومی، همگانی، فراگیر، جهانی؛
معمولی، عادی، متعارف؛
متداول، جاری، مرسوم؛
زیاد، فراوان؛
عامیانه، عوامانه، پیشپاافتاده، مبتذل، سبُک، پست (به طعنه)؛
مشترک (ریاضی)
common
/ ˈkä-mən /
noun
زمینِ باز، محوطهٔ عمومی، چمنزار، چمن
common-
prefix
همگانی، عادی، هر روزی، روزمرّه، مشترک،
عام
- ،
همه
- ،
انبازین
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه