commission
به همرسانی
/ kə-ˈmi-shən /
noun
مأموریت؛
نمایندگی، وکالت، اختیار؛
تکلیف، وظیفه؛
سفارش؛
تفویض، اختیار دادن؛
انتصاب؛
تصدی؛
هیئت، کمیسیون، کمیته؛
حکم، فرمان، دستخط، امریه؛
اجازهٔ کتبی، مجوّز؛
ارتکاب، اقدام (جرم، جنایت)(رسمی)؛
حقالعمل، حقِ دلالی، کارمزد، کمیسیون (بازرگانی)؛
تجهیزات و سازوبرگِ کشتی؛
درجه، رتبه (نظامی)
commission
/ kə-ˈmi-shən /
verb (T)
مأموریت دادن، وکالت دادن، نمایندگی دادن، اختیار دادن؛
سفارش دادن (کتاب، اثرِ هنری)؛
درجهٔ افسری دادن به، افسر کردن؛
به کار انداختن، راه انداختن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه