come round
به همرسانی
verb (I)
دور زدن در مقابلِ مانع؛
سری زدن؛
بازگشتن، فرارسیدن، بازآمدن (جشن، فصل و غیره)؛
تغییرِ عقیده دادن، فکرِ کسی عوض شدن؛
به هوش آمدن، به خود آمدن؛
سرِ حال آمدن، به حالِ عادی بازگشتن، سرِ خلق آمدن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه