فهمیده شدن، درک شدن؛
تأثیر گذاشتن؛
دور زدن در مقابلِ مانع؛
بازگشتن، فرارسیدن، باز آمدن (جشن، فصل و غیره)؛
سفر کردن، مسافرت کردن، آمدن؛
سرزدن، دیدن کردن؛
تغییرِ موضع دادن، تغییرِ عقیده دادن؛
خطور کردن و به ذهن رسیدنِ فکر و غیره؛
به ... دست دادن، غلبه کردن بر، به سرِ ... آمدن، دچارِ ... شدن، بر ... مستولی شدن، کسی را فراگرفتن ( در موردِ احساسات و غیره)