بیرون آمدن، خارج شدن، درآمدن، ظاهر شدن؛
برآمدن، سر زدن، طلوع کردن (خورشید، ستاره)؛
باز شدن و شکفتنِ گل و غنچه؛
آشکار شدن، فاش شدن، برملا شدن، آفتابی شدن (راز، خبر، حقیقت)؛
بیرون آمدن، منتشر شدن، درآمدن، پخش شدن، انتشار یافتن (کتاب، مجله)؛
اعتصاب کردن و دست از کار کشیدنِ کارگران؛
افتادن در عکس،
بروز کردن، آشکار شدن، خود را نشان دادن (خصوصیات)؛
پاک شدن و زدوده شدنِ لکه و غیره؛
رفتن، محو شدن، کمرنگ شدن، رنگ باختن (رنگ و غیره)؛
حل شدن و رفع شدنِ مسئله؛
درآمدنِ محاسبه و معادله؛
آغاز کردن؛
زندگیِ اجتماعیِ خود را شروع کردن (محاوره)؛
روشن شدن، مفهوم شدن، درآمدن (معنی، مفهوم)؛
رتبهٔ ... را به دست آوردن، نفرِ ... شدن (امتحان، مسابقه)؛
ادا شدن و بر زبان جاری شدنِ کلمه و سخن؛
همجنس باز بودنِ خود را اعلام کردن