پایین آمدن، فرود آمدن؛
فروریختن، خراب شدن، ریختن، ریزش کردن (ساختمان)؛
باریدن و آمدنِ باران و غیره؛
پایین آمدن، سقوط کردن، افتادن (قیمتها)؛
مهاجرت کردن، کوچ کردن، رفتن (به شهرستان، ولایت، ده)؛
سخاوت به خرج دادن، بذل و بخشش کردن، بذلِ مال کردن؛
دانشگاه. را ترک کردن، فارغالتحصیل شدن (در بریتانیا)