comb
به همرسانی
/ ˈkōm /
noun
شانه (ابزار)؛
قَشوی اسب؛
شانه، شانه زدن (عمل)؛
شانه، دَفه، دفتین (نساجی و غیره)؛
شانه، شان (عسل)؛
تاجِ خروس و غیره؛
قلهٔ موج
comb
/ ˈkōm /
verb (T)
شانه کردن، شانه زدن (مو، پشم، پنبه و غیره)؛
قَشو کردنِ اسبگ
جستجو کردن، زیرِ پا گذاشتن (منطقه، شهر و غیره)
comb
/ ˈkōm /
verb (I)
شکستن و فروریختنِ موج
comb-
prefix
تاجِ خروس،
شانه
- ،
خوچ
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه