سرد، یخ (هوا، آب، غذا و غیره)؛
سرد، بیاعتنا، بیتفاوت، بیعاطفه، نامهربان، بیمحبت، بیاحساس (شخص)(مجازی)؛
غیرِدوستانه، بیروح، سرد، خشک (رفتار و غیره)؛
واقعبینانه، عینی، صِرف (ارزیابی، بررسی)؛
خشن، بیرحم (حقیقت، طبیعت)؛
سرد، سنگین (رنگ)؛
سرد، سردمزاج (به لحاظِ جنسی)؛
از بینرفته، پاکشده (ردِ پا و غیره)؛
دور، پرت (در بازی یا مسابقه)؛
بیهوش (محاوره)؛
مرده