cock
به همرسانی
/ ˈkäk /
noun
خروس؛
نر (در ترکیب، پرنده)؛
مزخرف، چرت، یاوه (در بریتانیا، عامیانه)؛
رفیق (در بریتانیا، محاوره، در خطاب)
cock
/ ˈkäk /
noun
شیر، شیرِ سماوری، شیرِ قطع و وصل، شیرِ تنظیم (بشکه، لوله و غیره)؛
چخماق، چکش، ضارب (تفنگ)؛
کیر (عامیانه)
cock
/ ˈkäk /
verb (T)
کج نهادنِ کلاه؛
برافراشتن و راست نگه داشتنِ گردن و سر؛
تیز کردنِ گوش؛
دوختن و برگرداندنِ چشم و نگاه؛
مسلح کردنِ تفنگ؛
گردن افراشتن، سر بالا گرفتن، سینه جلو انداختن، باد در غبغب انداختن
cock
/ ˈkäk /
verb (I)
گردن افراشتن، سر بالا گرفتن، سینه جلو انداختن، باد در غبغب انداختن
cock
/ ˈkäk /
noun
کُپهٔ علف، برنج، گندم و غیره
cock
/ ˈkäk /
verb (T)
کُپهکُپه کردنِ علف و غیره
cock-
prefix
خروس
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه