clutch
به همرسانی
/ ˈkləch /
verb (T)
چنگ زدن به، به چنگ گرفتن، چنگ انداختن به، قاپیدن، ربودن؛
محکم گرفتن، در بغل فشردن
clutch
/ ˈkləch /
noun
چنگزنی، چنگ زدن، چنگاندازی، قاپ زدن، ربایش؛
سلطه، نفوذ، اختیار (در جمع)؛
کلاجِ اتومبیل
clutch
/ ˈkləch /
noun
مجموعهٔ تخمها (جوجهکشی)؛
جوجههای همزاد؛
گروه، دسته
دیدگاهها
ثبت دیدگاه