cloy
به همرسانی
/ ˈklȯi /
verb (T)
دلِ ... را زدن، حالِ ... را به هم زدن، زدن، وازده کردن، بیزار کردن، اشتهای ... را کور کردن (در موردِ غذا، خوشی و غیره)
cloy
/ ˈklȯi /
verb (I)
دلِ کسی بههم خوردن، حالِ کسی بههم خوردن، زده شدن، وازده شدن، بیزار شدن، اشتهای کسی کور شدن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه