نزدیک (مکان، زمان)؛
نزدیکِ هم، به هم فشرده، تو هم، تنگِ هم، ریز، بیفاصله، انبوه (خط، بافتِ پارچه، باران و غیره)؛
دقیق، پیگیر، سخت، قاطع، بیامان، شدید (مراقبت، بررسی)؛
دقیق، موجز، منسجم، استوار، فشرده (بحث، استدلال)؛
نزدیک به واقع (گزارش)؛
همهجانبه، مشروح، مبسوط، فراگیر، گسترده، به تقصیل، کامل (مطالعه، تحقیق و غیره)؛
وفادار (ترجمه)؛
یکپارچه، یکدست، مطلق (سکوت)؛
صمیمی، یکدل، همدم (دوست)؛
صمیمانه، ناگسستنی، استوار (دوستی، پیوند)؛
نزدیک (شباهت، رابطه و غیره)؛
محدود، اختصاصی (فرصت، امکان)؛
فشرده، نزدیک به هم، تنگاتنگ (رقابت، انتخابات)؛
بسته (مصوت)(آواشناسی)؛
خسیس، ناخنخشک؛
سنگین، گرفته، ساکن، خفهکننده (هوا)؛
خفه، بیهوا (اتاق)؛
دمکرده، مانده، سنگین (هوای اتاق)؛
پوشیده، مخفی، پنهان؛
تودار، مرموز، رازدار