clog
به همرسانی
/ ˈkläg // ˈklȯg /
noun
کفشِ چوبی، قَبقاب؛
اَخْیه؛
مانع، پابند، سد (مجازی)
clog
/ ˈkläg // ˈklȯg /
verb (T)
بستن، سد کردن، مسدود کردن، گرفتن، بند آوردن (لوله، گذرگاه)؛
از حرکت انداختن، کُند کردن (چرخ، دستگاه)؛
جلوی دست و پای ... را گرفتن، مزاحم شدن، مانع شدن (مجازی)؛
تحمیل کردن بر، فشار آوردن بر، سنگین کردن (مجازی)
clog
/ ˈkläg // ˈklȯg /
verb (I)
بسته شدن، مسدود شدن، گرفتن، بند آمدن (لوله و غیره)؛
گیر کردن، از حرکت افتادن، کُند شدن (چرخ، دستگاه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه