clobber
به همرسانی
/ ˈklä-bər /
verb (T)
دمار از روزگارِ ... درآوردن، دربوداغون کردن، لِهولَورده کردن، خردوخاکشیر کردن، لتوپار کردن؛
تارومار کردن، از میدان به در بردن؛
(عامیانه)
clobber
/ ˈklä-bər /
noun
جُلوپلاس،
خِرتو پرت، اسباباثاثیه، باروبندیل (در بریتانیا، عامیانه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه