clip
به همرسانی
/ ˈklip /
noun
کاغذگیر، گیره، کلیپْس؛
سنجاقسینه، سنجاق؛
خشاب، شانه
clip
/ ˈklip /
verb (T)
گیره زدن، باگیره وصل کردن، کلیپس زدن (کاغذ)؛
سنجاق کردن
clip
/ ˈklip /
verb (T)
چیدن، زدن، قیچی کردن، بریدن؛
هرس کردنِ شمشاد و درخت؛
چیدنِ پشمِ گوسفند و غیره؛
کوتاه کردن و اصلاح کردنِ موی سر؛
خوردن (صدا، کلمه)؛
سوراخ کردنِ بلیت، کارت و غیره؛
زدن و خواباندن با مشت (عامیانه)
clip
/ ˈklip /
noun
پشمزنی و پشمچینیِ گوسفند و غیره؛
یک چین پشم؛
سیلی، مشت، ضربه (محاوره)؛
سرعتِ زیاد، گامهای تند؛
کلیپ، فیلمِ کوتاه (فیلم)
clip-
prefix
نگهدار، سنجاق، کاغذگیر،
گیره
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه