cinch
به همرسانی
/ ˈsinch /
noun
تَنگ (زینِ اسب)؛
مسلم، معلوم، روشن (عامیانه)؛
راحت، آسان، آبخوردن
cinch
/ ˈsinch /
verb (T)
تنگ زین را بستن (اسب)؛
چهارمیخ کردن، قطعی کردن، قرص و محکم کردن (موفقیت، پیروزی)(عامیانه)
cinch-
prefix
بروید به: -cinchon .
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه