chill
به همرسانی
/ ˈchil /
noun
سرما، سوز؛
سردی، دلسردی، وارفتگی، دمغی، افسردگی (رفتار، برخورد و غیره)(مجازی)؛
مایهٔ دلسردی؛
سرماخوردگی، چایمان
chill
/ ˈchil /
adjective
سرد، گزنده؛
یخ، سرد، غیرِدوستانه، بیحرارت (رفتار و غیره)(مجازی)
chill
/ ˈchil /
verb (T)
سرد کردن، خنک کردن؛
تبرید کردن، چاییده کردن (فلزشناسی)؛
سرد کردن، فرونشاندن، از بین بردن (شور، شوق)(مجازی)؛
به وحشت انداختن، ترساندن
chill
/ ˈchil /
verb (I)
سرد شدن، خنک شدن؛
چاییدن (فلزشناسی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه