chaff
به همرسانی
/ ˈchaf /
noun
پوست، پوسته، کاه، پوشال (غلات)؛
علوفه، کاه (در خوراکِ چهارپایان)
chaff
/ ˈchaf /
verb (T)
بریدن، خرد کردن (علوفه، کاه)
chaff
/ ˈchaf /
noun
شوخی، مزاح، خوشمزگی، مطایبه
chaff
/ ˈchaf /
verb (T)
شوخی کردن با، سربهسر گذاشتن، مزاح کردن
chaff
verb (I)
شوخی کردن با، سربهسرِ ... گذاشتن، مزاح کردن
chaff
/ ˈchaf /
noun
رشتههای باریکِ آلومینیومی که هواپیماهای جنگنده برای فریبِ رادارِ دشمن در هوا پخش میکنند،
فریبریسه، ریسَله
chaff-
prefix
سبوس، کاه، خاشاک، پَخل،
کاه
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه