Logo

capture

Spider Icon
/ ˈkap-chər // -shər /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آفاردن
\ 'âf.âr.d.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • یک دوربینِ مخفی از سیر تا پیازِ این چهارراه را برروی فیلم می‌آفارَد (می‌گیرد، ضبط می‌کند.)
  • او به‌تنهایی توانست سه جنگجوی دشمن را بکشد و هشت جنگجوی دیگر را بِیافارَد (اسیر کند.)
  • ارادهٔ گاندی در رساندنِ هند به استقلالِ سیاسی چشمِ (توجهِ ) جهانیان را آفارد (گرفت، جلب کرد.)
  • باز‌ها با سرعتِ سرسام‌آورِ ۳۲۰ کیلومتر در ساعت شیرجه می‌روند و شکارِ خود را می‌آفارَند (می‌گیرند، به‌چنگ می‌آورند.)
  • او به‌تنهایی توانست سه جنگجوی دشمن را بکشد و هشت جنگجوی دیگر را بِیافارَد (اسیر کند.)
۶.

capture

/ ˈkap-chər // -shər /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آفار
\ 'âf.âr \
اسم
ساخت‌واژه
نکته
آفارِش
\ 'âf.âr.eš \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • آن‌هایی که جرم‌های اینترنتی مرتکب می‌شوند بیشترِ وقت‌ها از آفارِش (دستگیر شدن، گرفته شدن) می‌گریزند.
  • آن نرم‌افزار برای آفارِشِ (گرفتنِ) فیلم و عکس در شب طراحی شده بود.
۳.

دیدگاه‌ها