نزدیکِِ پهلوی، در کنارِ؛
از طریقِ، از راهِ (بیانگرِ جهتِ حرکت)؛
از کنارِ، از پهلوی، از بغلِ؛
در طول، (بیانگرِ طولِ زمان)؛
تا، پیش از (بیانگرِ زمان)؛
برمبنای (برای ساختنِ عباراتِ قیدی، بیانگرِ مقدار)؛
ـانه (در ترکیب)؛
ـی (در ترکیب)؛
با، بهوسیلهٔ (بیانگرِ وسیله)؛
بهدستِ؛
با (بیانگرِ شیوه، وسیله، حالت)؛
بهوسیلهٔ، ـی (در ترکیب)، از طریقِ (بروید به: by means of .)؛
برطبقِ، براساسِ، برمبنای، برحسبِ، بنابر؛
با؛
به اندازهٔ، به قدرِ؛
به (در سوگند)؛
در (در بیانِ ابعاد)؛
بخش بر (در عملِ تقسیم)؛
میانِ، بینِ (در جهتیابی با قطبنما)؛
ضرب در (در عملِ ضرب)