bust
به همرسانی
/ ˈbəst /
noun
مجسمهٔ نیمتنه؛
سینه یا پستانِ زن؛
دورِ سینه ( خیاطی و غیره)
bust
/ ˈbəst /
verb (T)
خردوخاکشیر کردن، دربوداغون کردن (عامیانه)؛
دستگیر کردن، گرفتن؛
گشتن، بازرسی کردن (محل)؛
تنزلِ درجه دادن (در آمریکا، نظامی)
bust
/ ˈbəst /
noun
توقیف، بازداشت؛
بازرسیِ محل
bust
/ ˈbəst /
adjective
شکسته، خراب (دستگاه)؛
ورشکسته (شخص، مؤسسه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه