منفجر شدن، ترکیدن، دررفتن (بمب، نارنجک، دیگِ بخار)؛
سر باز کردنِ دُمل؛
ترکیدن، پکیدن (تایر، بادکنک، لامپ، تاول)؛
شکفتن و باز شدنِ غنچه؛
شکستنِ سد؛
پاره شدنِ رگ؛
پُرِپُر بودن، دیگر جا نداشتن؛
جهیدن، پریدن؛
فوران کردن و فواره زدنِ مایعات؛
سر زدن و بیرون آمدنِ خورشید