bunker
به همرسانی
/ ˈbəŋ-kər /
noun
مخزنِ سوخت در کشتی؛
دستانداز، گودال (در زمینِ گلف)؛
زاغهٔ مهمات (نظامی)؛
پناهگاهِ زیرزمینی (نظامی)
bunker
/ ˈbəŋ-kər /
verb (T)
مخزنِ سوختِ ... را پر کردن (کشتی)؛
به گودال انداختن (گلف)؛
در مخمصه انداختن، تو هچل انداختن (مجازی)
bunker
/ ˈbəŋ-kər /
verb (I)
سوختگیری کردن (کشتی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه