buggered
به همرسانی
adjective
درب و داغون، خسته و کوفته، لت و پار، له و لورده، خرد و خمیر؛
خراب، شکسته، زهواردررفته (چیز)؛
(در بریتانیا، عامیانه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه