brisk
به همرسانی
/ ˈbrisk /
adjective
چابک، چالاک، فرز، جلد، کاربر، زرنگ (شخص)؛
تند، سریع (رفتار)؛
تند، تندوتیز (مزه، بو)؛
سریع، برقآسا (حمله)؛
گرم، پررونق (بازارِ فروش)؛
پرکف (آبجو)؛
گازدار، پرگاز (شامپاین)؛
خوش، فرحبخش، لطیف، تازه (هوا)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه