bring sth into play
به همرسانی
idiom
چیزی را به کار انداختن، از چیزی بهرهبرداری کردن؛
واردِ میدان کردن، واردِ معرکه کردن؛
دخالت دادن، به کار گرفتن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه