bridle
به همرسانی
/ ˈbrī-dᵊl /
noun
لگام، افسار، کلهگی (اسب)
bridle
/ ˈbrī-dᵊl /
verb (T)
لگام زدن، افسار بستن (اسب)؛
جلوی ... خود را گرفتن، غلبه کردن بر، نگاه داشتن، فروخوردن (احساسات و غیره)(مجازی)
bridle
/ ˈbrī-dᵊl /
verb (I)
باد به غبغب انداختن، سر بالا گرفتن (نشانهٔ غرور، تحقیر و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه