bridge
به همرسانی
/ ˈbrij /
noun
پُل؛
عرشهٔ فرماندهی (در کشتی)؛
برآمدگیِ بینی؛
خَرَک (در سازهای زهی)؛
پُل (در دندانسازی)؛
پلِ عینک
bridge
/ ˈbrij /
verb (T)
پل بستن بر روی، پل زدن بر روی، پل ساختن بر روی
bridge
/ ˈbrij /
noun
بریج (بازیِ ورق)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه