خرد شدن، تکهتکه شدن، متلاشی شدن؛
لطمه خوردنِ سلامت؛
پراکنده شدن، متفرق شدن (جمعیت، گروه)؛
له شدن، داغون شدن، خرد شدن (شخص)؛
تعطیل شدن، تمام شدن (مدرسه و غیره)؛
به هم خوردن، گسیختن، جدا شدن (رابطه، ازدواج)؛
تقسیم شدن، تجزیه شدن؛
خراب شدن، بد شدن، عوض شدن (هوا)