شکستن، خرد شدن، متلاشی شدن؛
پاره شدن، گسستن (رشته، طناب)؛
کنده شدن، جدا شدن، قطع شدن؛
ترکیدن، سر باز کردن (تاول، دمل و غیره)؛
آغاز شدن، برآمدن (روز)؛
دورگه شدن، کلفت شدن، عوض شدن (صدا)(هنگامِ بلوغ)؛
گرفتن، در گلو خفه شدن (صدا، هنگامِ هیجان)؛
شروع شدن، در گرفتن (توفان)؛
به سررسیدن، تمام شدن (سرما، گرما و غیره)؛
باز شدنِ هوای ابری؛
کنار رفتنِ ابر؛
برخورد کردن، فروشکستن (دریا، امواج)؛
از هم پاشیدن، فروپاشیدن، هزیمت شدن (دشمن)؛
ورشکسته شدن (بانک، شرکت)؛
پیچ خوردنِ توپ در کریکت؛
تغییر کردنِ هوا