bowl
به همرسانی
/ ˈbōl /
noun
پیاله، کاسه، بادیه، جام، قدح؛
گودی، کفی (قاشق)؛
جام، سر (پیپ)؛
شیشه، حباب (لامپ)؛
کاسه، لگن، تشت (دسشویی)؛
گودال، حوضچه (جغرافی)؛
آمفیتئاتر (در آمریکا)
bowl
/ ˈbōl /
noun
توپ، گوی (بولینگ)؛
بولینگ، بولینگِ روی چمن (در جمع)
bowl
/ ˈbōl /
verb (I)
بولینگ بازی کردن؛
توپ زدن (کریکت)
bowl
/ ˈbōl /
verb (T)
انداختن و پرتاب کردنِ توپ (کریکت و بولینگ)؛
بیرون راندن، سوزاندن، اوت کردن (توپزنِ کریکت)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه