bolt
به همرسانی
/ ˈbōlt /
noun
کشوی پشتیِ در و پنجره، چفت، کلون؛
پیچ؛
تیر (کمان)؛
آذرخش، صاعقه؛
توپ (پارچه، منسوج)
bolt
/ ˈbōlt /
verb (T)
چفت کردن، کلون کردن (در، پنجره)
bolt
/ ˈbōlt /
verb (I)
چفت شدن، کلون شدن
bolt
/ ˈbōlt /
verb (I)
در رفتن، به چاک زدن، فرار کردن (مثلِ تیر)؛
رم کردن، سربرداشتن (اسب)؛
زود رشد کردن و به برنشستنِ گیاهان
bolt
/ ˈbōlt /
verb (T)
بلعیدن و قورت دادنِ غذا
bolt
/ ˈbōlt /
noun
فرار، دررفتن، گریز
bolt
/ ˈbōlt /
verb (T)
الک کردن، غربال کردن، بیختن (آرد)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه