blood
به همرسانی
/ ˈbləd /
noun
خون؛
خُلق، حال؛
خون، خانواده، نسب، تبار، نژاد (رسمی)؛
جوانِ خوشگذران (در بریتانیا، محاوره)
blood
/ ˈbləd /
verb (T)
خون چشاندن به سگِ شکاری؛
به جنگ آشنا کردنِ سرباز (مجازی)؛
وارد کردن و پذیرفتنِ عضو
blood-
prefix
خون-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه