bloated
به همرسانی
/ ˈblō-təd /
adjective
بادکرده، ورآمده، ورمکرده؛
پفکرده، پفآلود (صورت)؛
نفخکرده (معده)؛
پرنخوت، متکبّر، مدمَّغ (شخص)(مجازی)؛
مطنطق (سبْک)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه