blind
به همرسانی
/ ˈblīnd /
adjective
کور، نابینا (شخص)؛
مربوط به نابینایان، مخصوصِ نابینایان؛
نسنجیده، بیخردانه، بیحساب، احمقانه (عمل، رفتار)؛
بیمقصد، بیهدف؛
مستِ لایعقل، کلهپا (عامیانه)؛
کور، بدونِ دید (پرواز، پیچ و غیره)
blind
/ ˈblīnd /
verb (T)
کور کردن؛
چشمِ ... را خیره کردن، چشمِ ... را زدن (در موردِ نور، خورشید)؛
چشمِ ... را بستن، غافل کردن (مجازی)
blind
/ ˈblīnd /
noun
پرده کرکره، کرکره، پشتپنجرهای، پشتشیشهای؛
دروغ، بهانه، فریب (مجازی)؛
کمینگاه، پناه (در مطالعهٔ پرندگان)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه