blasted
به همرسانی
/ ˈbla-stəd /
adjective
خشکشده، نابودشده (جنگل)؛
صاعقهزدن (درخت)؛
تباهشده، داغان، بربادرفته (امید، زندگی)؛
کوفتی، لعنتی (عامیانه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه