ترکاندن، منفجر کردن (سنگ)؛
صاعقه زدن (درخت)؛
پژمرده کردن، پژمراندن (گیاه)؛
نابود کردن، بر باد دادن، تباه کردن (شهرت، امید، آینده)؛
پاشاندن، داغان کردن (زندگی، حالوروز)؛
پریدن به، حسابی انتقاد کردن از، پنبهٔ ... را زدن (عامیانه)؛
لعنتفرستادن به، نفرین کردن