blank
به همرسانی
/ ˈblaŋk /
adjective
سفید، خالی، نانوشته (کاغذ، صفحه)؛
پرنشده (فُرم، درخواست)
خالی، تهی، پوچ، بیمعنی، بیمحتوا (زندگی، فضا)؛
مات، مبهوت، بیروح، بیحالت، بُهتزده (چهره، نگاه)؛
گنگ، منگ (حالت)؛
عمیق (سکوت، تاریکی)؛
رودررو، روراست، رُک (جواب)؛
یکدست، بیدروپنجره (دیوار)
blank
/ ˈblaŋk /
noun
جای خالی، جای سفید، جای پرنشده (آزمون، برگهٔ درخواست و غیره)؛
بلیتِ باخته، بلیتِ سوخته (در بختآزمایی)؛
خلأ، شکاف، جای تهی؛
افتادگی (در نوشته، کتاب)؛
مشقی (فشنگ)؛
قلبِ هدف
دیدگاهها
ثبت دیدگاه