blackmail
به همرسانی
/ ˈblak-ˌmāl /
noun
درخواستِ پول از مردم یا اجبارِ آنها به انجامِ کاری با تهدیدِ آنها به افشایِ رازشان یا با رساندنِ زیانی بزرگ به آنها،
حقالسکوت، باجِسبیل، اخاذی،
گروباج (gerow.bâj) —> گرو + باج،
هراسباج، رازباج
لوباج (low.bâj) —> لو (از لو دادن) + باج؛
تهدید، ارعاب
blackmail
/ ˈblak-ˌmāl /
verb (T)
حقّالسکوت خواستن، باجِسبیل طلب کردن، اخّاذی کردن، هراسباجیدن، رازباجیدن، لوباجیدن، گروباجیدن؛
تهدید کردن، مرعوب ساختن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه