bite
به همرسانی
/ ˈbīt /
verb (T)
گاز گرفتن، گاز زدن، دندان گرفتن؛
گزیدن، نیش زدن، زدن (مار، حشرات)؛
زدن، گزیدن (سرما)؛
سوزاندن (خردل، فلفل)؛
اسید خوردن؛
محکم گرفتن، چفت شدن به، چفت شدن با، جا افتادن در
bite
/ ˈbīt /
verb (I)
قلاب را گرفتن (ماهی)؛
دُم به تله دادن، زیرِ بار رفتن (مجازی)؛
نوک زدن (پرنده)
bite
/ ˈbīt /
noun
گاز، دندان زدن (انسان، حیوان)؛
گزیدن، گزش، نیش زدن (مار، حشره)؛
گازگرفتگی؛
گزیدگی، نیش؛
گاز، تکّه، لقمه؛
غذا، خوردنی (محاوره)؛
گرفتنِ قلاب، تُک زدن به طعمه (در ماهیگیری)؛
سوز، نیش، گزندگی؛
گیرش، گیر، گیرندگی
دیدگاهها
ثبت دیدگاه