bind
به همرسانی
/ ˈbīnd /
verb (T)
پیوند دادن، ربط دادن، به هم بستن؛
سجاف دوختن، حاشیه دادن، وصّالی کردن، مغزی دوختن (حاشیهٔ قالی، لباس، کتاب و غیره)؛
جلد کردن، تجلید کردن، صحافی کردن، شیرازه بستن (کتاب)؛
متعهد کردن، موظف کردن، واداشتن، مجبور کردن
bind
/ ˈbīnd /
verb (I)
در دستِ صحافی بودن (کتاب)؛
به هم چسبیدن، سفت شدن، قبض شدن، بستن، سخت شدن؛
نکونال کردن، نق زدن، نالیدن (عامیانه)
bind
/ ˈbīnd /
noun
بند، قید؛
مخمصه (محاوره)؛
خطِّ اتّصال (موسیقی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه