big
به همرسانی
/ ˈbig /
adverb
بزرگ، گنده؛
زیاد، عظیم، گسترده؛
مهم، برجسته؛
رایج، مد، موردِ توجه (در آمریکا، محاوره)؛
خیلی، حسابی (عامیانه)؛
با موفقیت
big-
prefix
گَت، سترگ، بزرگ، گنده
بزرگ
- ،
گُنده
- ،
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه